تحولات منطقه

۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۲
کد مطلب: ۱۱۶۸۸۸۶

سه شکست هسته‌ای و یک واقعیت تلخ؛ جهان از قواعد به سمت ائتلاف‌ها می‌رود

وقتی قواعد جهانی شکست می‌خورند، کشورها به سراغ «چتر هسته‌ای» می‌روند

سه شکست پیاپی در بازنگری پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، فقط شکست یک کنفرانس دیپلماتیک نیست؛ نشانه شکاف عمیق‌تری است که در آن قواعد مشترک فرسوده می‌شوند و کشورها برای امنیت خود بیش از پیش به ائتلاف‌ها، زرادخانه‌ها و چترهای هسته‌ای تکیه می‌کنند.

سه شکست هسته‌ای و یک واقعیت تلخ؛ جهان از قواعد به سمت ائتلاف‌ها می‌رود
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

سه شکست پیاپی در کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، اکنون پرسشی بزرگ‌تر از سرنوشت یک سند دیپلماتیک را پیش روی جهان گذاشته است؛ آیا نظم هسته‌ای که دهه‌ها بر قواعد مشترک استوار بود، در حال حرکت به سوی نظمی است که امنیت در آن بیشتر از آنکه از پیمان‌ها بیاید، از ائتلاف‌ها و قدرت نظامی ناشی می‌شود؟

کنفرانس ۲۰۲۶ پس از چهار هفته مذاکره در نیویورک بدون توافق بر سر سند نهایی پایان یافت. این سومین شکست متوالی پس از ۲۰۱۵ و ۲۰۲۲ بود. در سال ۲۰۱۵ اختلاف بر سر ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتارجمعی در خاورمیانه مانع اجماع شد و در سال ۲۰۲۲ جنگ اوکراین و اختلاف روسیه بر سر نیروگاه زاپوریژیا یکی از موانع اصلی بود. در ۲۰۲۶، اختلاف آمریکا و ایران بر سر نحوه اشاره به برنامه هسته‌ای تهران به نقطه انفجار مذاکرات تبدیل شد.

سه شکست؛ یک بحران عمیق‌تر از اختلاف بر سر ایران

اختلاف واشنگتن و تهران تنها مشکل کنفرانس نبود. هیأت‌ها بر سر خلع سلاح هسته‌ای، اشتراک‌گذاری هسته‌ای، جنگ‌های اوکراین و خاورمیانه و حتی نحوه برخورد با کره شمالی اختلاف داشتند. در نهایت، رئیس کنفرانس، «دو هونگ ویت»، نتوانست اجماعی برای سند هشت‌صفحه‌ای نهایی ایجاد کند.

اهمیت این شکست در آن است که NPT فقط یک پیمان منع اشاعه نیست؛ یکی از معدود چارچوب‌های تقریباً جهانی برای مدیریت رقابت هسته‌ای است. این پیمان از سال ۱۹۷۰ اجرایی شده و بر سه ستون اصلی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، خلع سلاح و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای استوار است. اما از میان کنفرانس‌های بازنگری، آخرین اجماع موفق در سال ۲۰۱۰ به دست آمد و پس از آن نشست‌های ۲۰۱۵، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ بدون نتیجه ماهوی مشترک پایان یافتند.

این روند نشان می‌دهد مشکل فقط ناتوانی دیپلمات‌ها در توافق بر سر چند پاراگراف نیست. شکاف اصلی بر سر این پرسش است که چه کسی و چگونه باید امنیت کشورها را تضمین کند؛ به‌ویژه در شرایطی که خود کشورهای هسته‌ای همچنان به زرادخانه‌هایشان به‌عنوان ابزار بازدارندگی نگاه می‌کنند.

وقتی «قواعد» امنیت نمی‌دهند، ائتلاف‌ها وارد می‌شوند

NPT می‌تواند مانع از آن شود که یک کشور غیرهسته‌ای به سمت ساخت سلاح برود، اما تضمین نمی‌کند که آن کشور در برابر تهدید نظامی یا فشار یک قدرت هسته‌ای چه پشتوانه‌ای خواهد داشت. همین خلأ، اهمیت فزاینده «چترهای امنیتی» را توضیح می‌دهد.

نمونه روشن آن در خاورمیانه ظاهر شده است. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در اوت «پیمان دفاع مشترک مکه» را امضا کردند که بر اساس آن حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه تلقی می‌شود. پاکستان تنها کشور هسته‌ای این پیمان است، در حالی که عربستان و ترکیه فاقد سلاح هسته‌ای هستند.

هرچند اسلام‌آباد تأکید کرده این توافق ماهیتی دفاعی دارد و قرار نیست جایگزین ترتیبات موجود شود، اهمیت راهبردی آن را نمی‌توان نادیده گرفت. سه کشور در ادامه برای ایجاد سازوکارهای سیاسی و نظامی هماهنگی اقدام کردند و همکاری دفاعی، رزمایش مشترک، انتقال فناوری و همکاری صنایع دفاعی نیز در دستور کار قرار گرفته است.

این الزاماً به معنای ایجاد «ناتو خاورمیانه» یا انتقال رسمی چتر هسته‌ای پاکستان به عربستان نیست. اما یک واقعیت جدید را آشکار می‌کند؛ یک کشور غیرهسته‌ای می‌تواند برای کاهش آسیب‌پذیری خود، به شبکه‌ای از قدرت‌های نظامی متصل شود؛ بدون آنکه خودش از NPT خارج شود.

ناتو نشان می‌دهد این دو نظم از ابتدا کنار هم بوده‌اند

این روند البته از صفر آغاز نشده است. ناتو دهه‌هاست امنیت اعضای غیرهسته‌ای خود را در کنار بازدارندگی هسته‌ای آمریکا و دیگر کشورهای هسته‌ای ائتلاف تعریف کرده است. ایالات متحده نیز در آسیا برای متحدانی مانند ژاپن، کره جنوبی و دیگر شرکای خود از بازدارندگی گسترده استفاده می‌کند.

بنابراین مسئله، جایگزینی کامل NPT با ائتلاف‌ها نیست؛ بلکه تغییر وزن آنهاست. کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و کره جنوبی می‌توانند غیرهسته‌ای باقی بمانند، در NPT حضور داشته باشند و همزمان از امنیتی برخوردار شوند که بخشی از آن بر زرادخانه متحدانشان تکیه دارد.

در همین حال، ناتو در سال ۲۰۲۶ بار دیگر نیروهای هسته‌ای راهبردی خود را «بالاترین تضمین» امنیت متحدان توصیف کرده و بر تقویت برنامه‌ریزی هسته‌ای و نوسازی توانمندی‌هایش تأکید کرده است.

این همان تناقض مرکزی نظم امروز است؛ کشورها از یک سو از منع گسترش سلاح هسته‌ای دفاع می‌کنند و از سوی دیگر امنیت خود را به قدرت‌های هسته‌ای گره می‌زنند.

نظم هسته‌ای دوگانه می‌شود

خطر اصلی از همین‌جا آغاز می‌شود. اگر NPT قواعد مشترک را فراهم کند اما تضمین امنیتی را به‌صورت برابر در اختیار همه قرار ندهد، جهان ممکن است به نظمی دوگانه نزدیک شود؛ کشورهایی که درون ائتلاف‌های قدرتمند قرار دارند و از چترهای امنیتی برخوردارند، و کشورهایی که باید صرفاً به قواعد بین‌المللی اعتماد کنند.

سه شکست متوالی کنفرانس بازنگری NPT نشان می‌دهد اجماع سیاسی درباره آینده نظم هسته‌ای دشوارتر شده است. در چنین شرایطی، پیمان همچنان پابرجاست، اما اعتماد به اینکه قواعد به‌تنهایی امنیت می‌آفرینند، کاهش یافته است.

مسئله آینده شاید دیگر این نباشد که آیا NPT باقی می‌ماند یا نه؛ بلکه این است که چه میزان از امنیت واقعی جهان خارج از آن و درون شبکه ائتلاف‌ها، پایگاه‌ها، همکاری‌های دفاعی و چترهای بازدارندگی شکل خواهد گرفت. اگر این روند ادامه یابد، NPT ممکن است همچنان «کتاب قواعد» نظم هسته‌ای باقی بماند، اما امنیت واقعی بیش از گذشته به این بستگی خواهد داشت که یک کشور چه متحدانی در کنار خود دارد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha